قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4700

تاريخ الفي ( فارسى )

مرض امتداد يافت و [ قطب الدين ] اويس ، ولد شاه شجاع را وصىّ كرده فوت شد « 1 » . و اصفهان از فوت او برهم خورده در هر سرى سودايى پيدا شد و از دوازده كس زياده به جنازهء شاه محمود حاضر نشد و ميان دودانگه و چهاردانگه نزاع شد . جمعى خواهان سلطان اويس و برخى خواهان شاه شجاع بودند . اين اخبار به شاه شجاع رسيده متوجه اصفهان شد و اين رباعى در فوت شاه محمود گفت : محمود برادرم شه شير كمين * مىكرد خصومت از پى تاج و نگين كرديم دو بخش تا برآسايد خلق * او زير زمين گرفت و من روى زمين « 2 » و چون به اصفهان نزديك رسيد ، سلطان اويس كه قلعهء طبرك را محاصره داشت ناچار شده وسايل برانگيخت و با جميع اعيان اصفهان به ملازمت پدر آمد و گناهانش به عفو مقرون شد « 3 » و شاه شجاع به كمال استقلال رسيده و تمام فارس و عراق و كرمان و آن نواحى بر وى مسلم شد . و در اقاليم سبعهء ديگر چيزى كه لايق نوشتن باشد به نظر نرسيد .

--> ( 1 ) . نهم شوّال سال 776 ه . ق . ( 2 ) . بنابه تصريح وصّاف ( ص 463 ) بيت دوم را سلطان محمود غزنوى در مرگ برادر خود مسعود گفته است و فصيح خوافى نيز آن را از سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه سلجوقى مىداند كه در وفات برادر خود سلطان محمود گفته است . - قاسم غنى ، تاريخ عصر حافظ ، ج 1 ، ص 190 . ( 3 ) . بنابه گفته صاحب روضة الصفا « خواجه بهاء الدين قورچى و خواجه صلاح الدين خزاين و اموال او را [ - شاه محمود ] را به قلعهء طبرك نقل كرده بودند . »